<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
				<!-- generator="e107" -->
				<!-- content type="اخبار" -->
				<rdf:RDF xmlns="http://purl.org/rss/1.0/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
				<channel rdf:about="http://www.existence.ir/">
				<title>آفرینش  : اخبار</title>
				<link>http://www.existence.ir/</link>
				<description>آفرینش</description>
				<dc:language>fa-ir</dc:language>
				<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
				<dc:creator>morteza9@nospam.com</dc:creator>
				<admin:generatorAgent rdf:resource="http://e107.org" />
				<admin:errorReportsTo rdf:resource="mailto:morteza9@nospam.com" />
				<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
				<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
				<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>
				<items>
				<rdf:Seq>
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.30.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.29.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.28.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.27.4" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.26.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.25.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.23.2" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.22.3" />
						<rdf:li rdf:resource="http://www.existence.ir/news.php?item.21.2" />
				</rdf:Seq>
				</items>
				</channel>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.30.3">
						<title>اخلاق و عدالت</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.30.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>اخلاق کلمه ای است برای معنایی که در آخرین مراحل آفرینش معنایش پررنگتر می شود و علت آن توسعه  و تکامل روابط در گونه های نهایی آفرینش است.اگر به تفاوت سطح اختیار گونه های آفرینش با انسان فکر کنیم علت معاد را بهتر درک کنیم . پیشرفت بشر سبب پیچیده تر شدن شکل روابط می شود ونیاز به قاونهای جدید و شاخه های جدید حقوقی غیر قابل انکار است .عدالت نیز کلمه ای است که جای تامل زیاد در بازه زمانی آینده دارد .  </description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.29.3">
						<title>اخلاق</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.29.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>اخلاق مفهومی است که تعاریف بسیاری توسط بزرگان تاریخ در باب آن گفته شده است . بعضی تبعیت از قانون تعریف کرده اند و بعضی گفته اند که خوبی و بدی را می شناساند . عده ای هم مجموعه ای از ارزش ها در رفتار جمعی و اجتماعی معنی کرده اند . انسان  موجودی اجتماعی است که در زندگی اجتماعی شامل حقوقی است و لازم هست حقوق دیگری  را نیز رعایت کند . اخلاق مفهومی است که بر این امر دلالت می کند . ادیان نیز هر کدام ارزش گذاری درباره اخلاق دارند وبعضی نیز نتیجه رعایت ارزش های اخلاقی را بیان کرده اند .  زرتشت توسط سه کلمه ارزش گذاری اخلاقی را تعریف کرده و بودا مسئله رنج و آرامش را نتیجه ارزشهای اخلاقی دانسته است .ادیان آسمانی معاد را جایگاه ارزشیابی اخلاقی دانسته اند .حالا از ابتدا فکر کنیم از لحظه ای که رفتار و حرکت و حسها بوجود نیامده اند . ذرات بنیادی تشکیل اتمها را داده اند واتمها تشکیل جامعه اتمی را داده اند که ماده نامیده شده  است . خوب اتمها هر کدام حق و حقوقی نسبت به اتمهای اطراف خوددر رابطه  دارند . شاید اینطور  باشد که جهت پایداری جامعه اتمی نباید الکترونهای دیگران را از مدار خارج کنند تا جامعه ماده پایدار بماند . وقتی که کهکشانها هم بوجود آمدند هر ستاره ای باید منظومه خودش را داشته باشد تا کهکشان پایدار باشد .خوب جلوتر برویم سلول بوجود آمد و باز هم جامعه سلولی بوجود آمد .خوب سلولها هم نسبت به هم حق و حقوقی پیدا کردند که شرط پایداری جامعه سلولی به رعایت این حقوق هست .فرض کنیم سلولی هستیم فاقد حواس و نیازمند میدان حیات برای پایدار کردن ارگان زنده .اگر واقعا سلول بودیم چه تصوری از حقوق داشتیم . باز هم جلوتر می رویم جایی که مفهوم اخلاق بهتر شکل می گیرد یعنی در جوامع درختی یا جنگل . تلاش در جهت کسب منابع حیاتی مانند نور خورشید و آب و املاح مدنی شاید سبب ضایع کردن حقوق دیگر درختها می شود در جنگل .بعد از بوجود آمدن حرکت در موجودات مفهوم اخلاق پر رنگتر می شود و در انسان بواسطه پیچیدگی روابط این مفهوم دچار چنان پیچیدگی می شود که تعریف واحدی نمی توان یافت</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.28.3">
						<title>تفکر چیست ؟</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.28.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>بینایی حالتی است در موجودات زنده که تصویری در ذهن تجسم می شود توسط حواس بینایی .حواس بینایی سیر تکاملی داشته اند . مثلا قورباغه غذاهای غیر متحرک را نمی بیند . تطابق در عدسیهای بینایی هم سیر تکاملی دارد . مثلا نوزاد انسان چند وقتی طول می کشد تا تطبیق درستی داشته باشد . از طرفی مثلا حلزون برای دریافت رویدادی ناشی از ترکیب تصاویر احتیاج به پنج فریم در ثانیه دارد و عقاب به بیست هزار فریم احتیاج دارد . انسان  هم برای درک فیلم احتیاج به بیست و چهار فریم دارد . شاید علت اینکه حیوانات کمی به تصاویر تلویزیون جذب می شوند همین مسئله باشد .فرآیند بینایی درک تصویری است که از بازتاب نور به اشیا در بازه بینایی هر موجودی حاصل می شود . اولین چشمها برای موجودات در محیط آب آفریده شدند واولین تصاویر در آب دیده شدند توسط جانداران .بینایی وشنوایی قوی ترین حسهای ما در جهت درک هستی هستند .از آنجا که شنوایی در گونه های نهایی موجودات بارزتر شده مسئله حس بینایی اهمیت بیشتری پیدا می کند .بینایی به طور کلی فرآیند تجسمی را به همراه دارد که شخصیت یا من موجودات با آن حس حضور در هستی را پیدا می کنند .برای درک بهتر به فرآیند تکاملی دوربین عکاسی به دوربین فیلمبرداری فکر کنید .طبق آخرین تحقیقات تفکر یا به صورت تجسمی هست یا به صورت معنایی ( کلمات) . خوب لحظه ای در در فرآیند تفکر خودتان دقیق شوید . انیشتین گفته بیشتر به صورت تجسمی می اندیشیده . خوب تفکر تجسمی یعنی تشکیل تصاویر و ترکیب تصاویر جهت شکل گیری یک رویداد تصویری در ذهن . تفکر معنایی هم همان فکر کردن با کلمات است که بیشتر به زبان مادری صورت می گیرد چرا که اطلاعات حافظه بیشتر به زبان مادری رمزگذاری شده اند در حافظه .خوب برای درک بهتر فرض کنید اطلاعاتی در حافظه کامپیوتری موجود است به صورت تصاویر و معنا که طبق الگوریتم خاصی ذخیره شده اند و پردازشگری به نام تفکر تجسمی با این اطلاعات تصاویر جدید تری می سازد که هر کدام می تواند منحصر به فرد باشد به نام تفکر .در هنگام رانندگی تصاویر زیادی در ذهن ما مجسم می شوند و در حافظه ضبط نمی شوند . ولی در همان هنگام ذهن ما با تصاویر ضبط شده قبلی در حال بازی است تا تصاویر جدیدی بسازد . به نظر من فرق انسان و حیوان که تفکر نامیده می شود در سامانه پردازشی به نام تجسم خلاق است . این مسئله سبب شکل گیری نقاشی در غارها شد ویا روشن کردن آتش . خوب علتی باید در ساختار ذهنی سایر موجودات باشد که هنوز نتوانسته اند آتش درست کنند . از آنجا که معنا ها توسط کلمات نمادگذاری شدند واز ابتدا کلمات نبودند شاید بتوان گفت تفکر تجسمی به نوعی سبب ایجاد تفکر معنایی یا کلماتی می باشد .واحد تفکر تجسم خلاق در انسان سبب توهم وانگیزه وطراحی ورویا در خواب و آرزو ....... نیز می شود . مثلا آرزو تصویری است در ذهن ویا در موقع خواب این واحد پردازشی توسط اطلاعات ذخیره شده در حافظه تصویر سازی می کند و برای هر کس توسط معنا های شناخته شده در ذهنش رویا ایجاد می شود . اینکه بعضا تعابیرعجیب و غریبی به خواب نسبت می دهند بسیار عجیب است در پاسخ باید گفت فقط به فرآیند تکاملی خواب بین یک درخت و انسان فکر کنید .شاید بتوان گفت تمدنها توسط تجسم خلاق بوجود آمده و خلاقیتهای جدید سبب پیشرفت تمدنهای انسانی گردیده است . حالا ما در عصر انقلاب اطلاعاتی می توانیم به حافظه کل بشریت در قالب شبکه دستیابی داشته باشیم جهت خلق تصاویر تجسمی جدید.نکته دیگر در تجسم خلاق مروبوط به جنس تصویر یعنی رنگ وتعداد دریافت در ثانیه است . شاید بهترین حالت تجسم خلاق بیست و چهار فریم در ثانیه با رنگهای موجود باشد که قابلیت خاص برای انسان در موجودات ایجادکرده است وسبب پیشرفت انسان شده است .</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.27.4">
						<title>آفرینش خلاق</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.27.4</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>بدون شک کلان ترین پروژه موجود در هستی برای تفکر انسان مسئله آفرینش است . در امر آفرینش نیز آنچیزی که مسلم است سیر تکاملی نرم افزاری و اطلاعاتی است که   انسان هوشمند با آگاهی اندکش  بعد از حدود دوازده هزار سال حضور در ذره ناچیزی به نام زمین بعد از حدود پانزده میلیارد سال از انفجار زمان و مکان  می تواند به آن بیاندیشد . تفکر در عظمت بوجود آمدن دو عامل  زمان و مکان .تفکر در شکل گیری نیروهای بنیادی تفکر در تشکیل ذرات بنیادی که تا بحال 200مورد شناسایی شده . تفکر در عظمت تشکیل  واحدی به نام  اتم بر اثر حرکت ذرات بنیادی تحت نیروهای متضاد وتشکیل حجم ماده . تفکر در روند ارتباط گیری اتمهای مختلف  با یکدیگر وتشکیل مولکولهای گوناگون .تفکردر عظمت تشکیل ستارگان و سیارات در مدارات و چرخه  تبدیل سوخت ستارگان .تفکر در اندازه یکسان ماه و خورشید از دید ناظر زمینی علی رغم تفاوت قطر 400 برابری  وفاصله یک به چهارصد از زمینتفکردر شکل گیری فصول به خاطر کمی انحراف محور چرخش زمین به دور خورشید .تفکردر شکل گیری آب و هوا در زمین  .تفکر در جاذبه زمین که سیالی به نام آب از یک طرف این توپ گرد نمی ریزد .تفکردر شوری اندک آب دریاها که باعث می شود تمام آبها هر روز بخار نشود . تفکر در چرخه آب که ابرها آب را بر سطح خشکی توزیع می کنند تا جاندارانی بتوانند در خشکی زیست کنند.تفکر در ذخیره آبها در کوهها برای جاری بودن رودخانه ها . تفکر در تفاوت وابستگی جانداران به آب شیرین و شور وتامل در چرخه تکاملی آب . تفکر در تشکیل واحد سلول و حیات  .تفکر در بوجود آمدن تک سلولی ها وسپس چند سلولی ها .تفکر در خلقت  تک عضوی ها و چند عضوی ها .تفکر در تکامل اعضا و حواس در جانداران .تفکر  در عظمت خلق انسان هوشمند با پیچیده گیهای سخت افزاری مبتنی بر واحد سلولی  و نرم ا فزاری هوشمند . تفکر در تفاوت سیستم ساده جذب انرزی یاچرخه آب یک درخت با سیستم متنوع جذب انرزی انسان به صورت غذاهای گوناگون  و گردش خون پیچیده .................................................................همه اینها حکایت از تفکر خلاقی ناظربر سیستم است که تکامل تصادفی را به شدت رد می کند .</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.26.3">
						<title>تجسم</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.26.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>  ابتدا سعی کنید به من خودتان  فکرکنید که واقعا من شما چه هست . چه درکی از من خود دارید .آیا در حال است یا گذشته ویا تصویر است یا مجموعه لغات .افکار در در ذهن چگونه به صورت تصویر یا لغات یا هر چیز دیگری پردازش می شوند .آنچه مسلم است تمام علوم بشر توسط ناظری در فرکانس معینی از حواس و با من هایی که اکنون اکثرا پیش ما نیستند تولید شده است . وشاید در فرکانسهای دیگر به نوع دیگری بیان می شوند . خوب لحظه ای به درون این ناظر توجه کنیم یعنی خودمان .توسط چند حس دریافتهایی از پیرامون خود داریم که قوی ترین این حسها بینایی وشنوایی است که کمک میکنند تصویری در ذهن شکل بگیرد که بعدا اگر در حافظه ضبط شده باشد باز این تصویر در ذهن شکل می گیرد وهمچنین بارها شده که ذهن با خلاقیت خود تصاویر جدید از افراد نادیده و مکانهای نادیده و حتی آینده  می سازد ولی قوت این تصاویر مانند تصاویر درک شده  با چشم نیست .نمی دانم تا بحال به فرآیند بینایی فکر کرده اید که دائما تصاویر را به ذهن شما می فرستد تا ذهن شما با قابلیتهای فرکانس  انسانی تفکیک رنگ واندازه هاوغیره از یک تصویر را درک نماید .مثلا به این فرآیند وقتی رانندگی می کنیم دقت کنیم که چقدر تصویر را در لحظه به مغز می فرستد تا تحرک تصاویر را درک کنیم . البته خیلی از تصاویر هم ثبت نمی شوند .شاید بتوانیم بگوییم من نوعی تجسم است که حواس چندگانه کمک به شکل گیری آن می کنند .خوب چه تصاویر مستقیما توسط چشم درک شوند وتوسط ذهن مجسم شوند یا خود ذهن آنها را بسازد می توانند سبب تحریک سامانه های احساسی و درنهایت ترشح غدد در بدن شوند .خوب به این مسئله امروزه تجسم خلاق می گویند .یعنی بدون اینکه حتی ثروتی داشته باشیم آن را تجسم کنیم تا از آن لذت ببریم چراکه وقتی هم ثروت  داریم بازتوسط چشم تجسم می شود . فکر می کنم تجسم به گونه ای سبب جذب هم خواهد شد که از دید کوانتم قابل بررسی است .شاید ما حاصل تجسمی از گذشته باشیم .وآخرت هم همینطور. در عالم بعد هم که عالم سیرتهاست تجسم اعمالی که در قرآن ذکر شده قابل تامل است که من یا تجسم حضورجدا ناپذیر  دارد .«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ».وقتی به حیوانی نگاه می کنیم در ذهن ما چیزی مجسم می شود حالا فکر می کنید تجسم آن حیوان از ما چیست و دنیای آنان با حواس متفاوت با ما چه شکلی است .</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.25.3">
						<title>ناظر</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.25.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>هرچه بیشتر به جلو می روم چالشهای جدید کمکم میکنند که درک صحیحتری از هستی داشته باشم و یاد گرفتم دیگر مدعی نباشم . چرا که یافته های هرروزمتغیرند و گاه هم فراموشم می شوند . شاید چند صده بعد کودکی بیشتر از دانشمندپرادعا  امروز ما برهستی اشراف داشته باشد . آنچیزی که امروز برترین دانشها و مایه فخر آدمی می دانیم بعد ازگذشت چند قرن فقط شاخه جزیی از آگاهیها باشد . کوانتم امروز اندیشه های مولانا را تایید می کند .شاید پاسخ این مسئله کشف شهود باشد .به هر حال آنچه امروز می توان گفت اینست متا فیزیک شاخه ای نوپا از علم است که پختگی بشرامروز نیاز پدیدار شدن آن بوده است . شخصیت هایی مانند مولانا هم بعد ازاین برای بشریت برجسته تر می شوند وچه جالب است فرهنگ اسلامی ایرانی ما چنین شخصیتهایی را پرورانده است .وچه صائب تبریزهایی بودند که ما نمی شناسیم .آنچه طی قرن گذشته موردتوجه علم  قرار گرفته مسئله ناظر بوده است .ناظری که توسط پنج حس  محدود هستی را درک می کند وتوسط ساختار احساسی خاصی قدرت تصوربی نهایت  هم دارد .متاسفانه چیزی که کمتر مورد توجه بوده درک این ساختار احساسی بوده .ساختاری که هرروز به آن فکر می کنیم .روابطمان را تنظیم می کنیم .تصمیم می گیریم .بسته به جنسیت تفاوتهایی دارد وحتی خیلی از ما صادق هم نیستیم با این ساختار  ...................اسمهای گوناگون هم در فرهنگهای مختلف بر آن نهاده اند .این ساختار شبیه پلاگین هایی برروی ذهن هر نفر وجود دارند و درمقابل ورودی های مختلف خروجی های مختلف دارند .شاید پاسخ این معما که هر فرد عاشق فردی خاص می شود روزی پیدا شود . شاید علت قانون جذب روزی معلوم شود.شاید علت شکل گیری نهادهای مشابه در فرهنگهای مختلف روزی معلوم شود . شاید علت مشابه بسیاری ازجنگهای تاریخ روزی معلوم شود . شاید روزی معلوم شود چگونه فیلم ها وسریالها  ساختار احساسی انسانها  را مشابه هم سرگرم می کنند . تاثیر سرعت کیهان  برزمان هم در این سا ختار احساسی قابل تامل است .   شاید درک صحیحی از ساختار احساسی بسیاری از مبانی فلسفه و علوم انسانی را دچار بازنگری اساسی نماید.</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.23.2">
						<title>میدانهای نیرو</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.23.2</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>قانون سوم نیوتن که تحت عنوان عمل و عکس العمل  از آن یاد می شود در بعضی رفتارهای اجتماعی هم نمود دارد . اگرذره را نوعی بسته انرژی تحت نظر بگیریم (کوانتم)وازدیدگاه آفرینش به مسئله نگاه کنیم میتوانیم اینطور تصور کنیم که برای اینکه انرژی تبدیل به ماده شود از قوانین تضاد بار الکتریکی استفاده شده که ذره منفی الکترون  به دور هسته مثبت بچرخد که فضای  بسیار بزرگتری پدید آید که اتم نامیده می شود .از لحاظ حجمی این فضا که توسط ذره ناچیزی مانند الکترون به دور هسته ای کوچک شکل می گیرد مانند منظومه شمسی است که زمین ما وخورشید چه حجم کوچکی از این فضا را اشغال کرده اند .(چگونگی تبدیل انرزی به ذرات بنیادی ریزی مانند الکترون و پروتون هم می تواند براثرموج متراکم انرژی صورت گرفته باشد البته تا بحال علم پاسخی جدی دراین زمینه نداشته وشاید ریزتر از کوارک ها هم مسائلی وجود داشته باشد ).خوب چشم ما فرکانسی دارد که مثلا 24تصویر در یک ثانیه تصور متحرک بودن نقاشی ها و عکسها را به ما می دهد .برای سایر جانداران این فرکانسها فرق میکند .خوب هر ماده ای بر روی زمین  که ما می بینیم فضای خالی هست که از چرخش الکترونها شکل گرفته است که در فرکانس چشم ما توپر دیده می شود  .خوب ازدید دیگر ما بر روی الکترونی به نام زمین بدور هسته ای به نام خورشید در فضای اتمی  به نام منظومه شمسی در گردشیم .که کلا تشکیل جرمی به نام کهکشان راه شیری را داده ایم .آنچه مسلم است در جریان آفرینش ابتدا ذرات بنیادی پدید آمدند خوب طبق قانون نیوتن( در مورد خلاوهمچنین عمل و عکس العمل )باعث بوجودآمدن اتمها  شدند .بعدا هم بعد از میلیاردها سال  در آفرینش ستاره ها و سیارات ازهمین قانون  در خلا استفاده  شده است .انیشتین طبق نظریه میدان واحد می گوید الکتریسیته، مغناطیس و گرانش، سه حوزه ی تفکیک ناپذیرند یعنی این سه میدان میتوانند نقش مهمی در شکل گیری ذره ای به نام اتم یا جرم های در دسترس ما یا  جرم بزرگتری به نام راه شیری داشته باشند که ما در آنها زندگی می کنیم .خوب تاثیر این میدانهای نیرو بر ذرات باردار کاملا در شکل گیری ماده موثر است . حالا فرض کنیم ذره ای  باردار نباشد . خوب این ذره به احتمال بسیار زیاد ازدرون هر جرمی (فضای خالی )به شرط اینکه به هسته برخورد نکند می تواند عبور کند چرا که تحت تاثیر میدانهای نیرو قرار نمی گیرد . مثلا ذره ای به نام نوترینو که طی ده های کنونی کشف شده به علت بی بار بودن از هر جرمی به راحتی می تواند عبور کند .به تازگی که مطالعه ای در ادیان بشری داشتم به نکته جالبی رسیدم مثلا راهبان بودایی سعی می کنند به مرحله بالاتر از نیک و بد برسند تا آثار روحی جدیدی را درک کنند . حتی در آیین های هندی هم چنین مسائلی وجود دارد .مولانا هم مرگ نفس (خوب و بد)را سبب حیات جدید انسان میداند .خوب شاید می شود اینطورنتیجه گرفت در جوامع انسانی باردار بودن افراد سبب گرایش به میدانهای مثبت و منفی می شود و اگر فرد بدون بار گردد می تواند به تمام کیهان سفرکند .</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.22.3">
						<title>سوره حمد</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.22.3</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>سوره حمد را اولین سوره کامل نازل شده قرآن می گویند و قرآن با این سوره آغاز می گردد . هر مسلمان هم به دفعات باید این سوره را در طول روز تکرار کند تا نماز بجای آورد . حتی این سوره را ام آلقران هم می نامند . این سوره در سرآغاز یک تحول جهانبینی توحیدی در سرزمین دورافتاده از تمدن بر پیامبر نازل شده و حاوی مفاهیم توحیدی و معاد است . کلمات این سوره در جامعه ای که آئین بت پرستی نهادینه شده وارزشهای خود را پیدا کرده و افراد هم با این ارزشها سنجیده می شدند نازل شده است واصول جهان بینی پیروان آیین بت پرستی را به چالش می کشد . پرستش شاید یکی از حسهای بشری باشد که سبب شده در جوامع مختلف در طول تاریخ شاهد خدایان بیشماری باشیم که توسط بشر تقدیس می شده اند .شاید این حس سبب نیاز بوده و هست و چه ماهرانه این حس تحریف شده و می شود و در هر جامعه ای به نوعی از هدف دور می شود . شاید علت آن کینه سیستم منفی موجود در آفرینش است که مخالف طی مراحل کمال انسانی است . در حال حاضر ما در عالم صورتها زندگی می کنیم وپشت هر صورتی سیرتی وجود دارد که در حال شکل گرفتن است که وقتی صورتها نباشند سیرتها به درستی معلوم می شوند . مثلا هرجریان یا کلمه یا فرد یا عملی دارای صورتی وسیرتی هستند.شاید عالم مجردات عالم سیرتها باشد که درروز جزا این سیرتها هستند که ارزیابی می شوند. نکته مهم توجه به این مسئله است که حس پرستش دچار انحراف نشود واز جریان دیگری یاری نجوید (تنها تو را مي‏پرستيم و تنها از تو ياري ميجوئيم.)واین حس کمک کند مراحل کمال انسانی به درستی طی شود که باید خداوند هدایت کند در هر زمانی و در هر مکانی (ما را به راه راست هدايت فرما). ادیان در طول تاریخ مسبب اخلاق در جوامع بوده اند وارزشهای اخلاقی مانند بدبودن ریا و دروغ ودزدی در تمامی ادیان مشترک است . سیستم منفی موجود در هستی تنها با افراط و تفریط در حوزه ادیان توانسته بزرگترین جنگهای تاریخ را بوجود آورد .هدف این سیستم جلوگیری از شکل گرفتن اشرف مخلوقات است واگر نگاهی به هرم مازلو بیاندازیم هدف سیستم منفی نگهداشتن انسانها در پایین هرم مازلو بوده است .یعنی انسانهایی که درگیر نیازهای امنیتی و فیزیکی هستند کمتر می توانند به مراحل بالاتر برسند . نکته قابل تامل دیگر کلمه عالمین است که علامه طباطبایی با توجه به کل قرآن چنین نتیجه گرفته است که (پس معلوم مى شود مراد از عالمين هم عوالم انس و جن ، و جماعتهاى آنان است).یعنی بیان وجود عالمهای دیگر از همان آغاز مد نظر بوده است . وخداوند پروردگار تمام عالمیان است . پس شاید قوانین خلقت موجود در این عالم مانند تکامل در سایر عالمها هم وجود داشته باشد .</description>
						</item>
						<item rdf:about="http://www.existence.ir/news.php?item.21.2">
						<title>انرژي</title>
						<link>http://www.existence.ir/news.php?item.21.2</link>
						<dc:date>2010-09-04T23:52:00+04:30</dc:date>
						<dc:creator>مرتضی صادقی</dc:creator>
						<dc:subject></dc:subject>
						<description>تعریف انرژي :قابلیت انجام کار را انرژي گویند . یا میزان توانی که در زمانی معین برای انجام یک کار صرف می شود . اصل تبدیل انرژي هم می گوید هر نوع از انرژي به نوع دیگری تبدیل می شود . وهمچنین اصل بقای انرژي می گوید که انرژي هیچگاه نابود نمی شود .به خاطر همین تبدیل انرژي داریم نه تولید انرژي.درباره نیاز بشر به انرژي هم باید گفت : نفت حدودا 150 سال پیش کشف شد و هر کیلوگرمش 10تا 12هزار کالری انرژي تولید می کند . با کشف نفت معادن ذغال سنگ با ارزش کالری تقریبا نصف از رونق افتادند چرا که مرقوم به صرفه نبودند .گاز هم تقریبا به اندازه نفت کالری تولید می کند .درباره خورشید هم بعد از طی مسافت 1500میلیون کیلومتری در 8دقیقه از درجه حرارت 15 میلیون سانتیگرادی درسال حدود 2200کیلووات به هر متر مربع انرژي می رسد. يك كيلوگرم زغال　سنگ حدود ۸ كيلووات ساعت انرژي توليد مي　كند و يك كيلوگرم نفت حدود ۱۲ كيلووات ساعت انرژي توليد مي　كنند..خوب حالا با این اطلاعات پایه چند محاسبه انجام می دهیم.ازسوختن فقط 85میلیون بشکه مصرف روزانه نفت در جهان اگر هر بشکه ای 150 کیلوگرم فرض شود فقط 127500000000کیلوکالری انرژي تبدیل می شود که بخش اعظمش به صورت گرما تقدیم طبیعت می گردد. این جا این سئوال پبش می آید بشر چقدر انرژي روزانه نیاز دارد ؟خوب پاسخ این پرسش ساده نیست چرا که مثلا فرض کنید چه سیستم جالبی به کار رفته تا دمای بدن حدود 37.5 تثبیت باشد . این فقط انرژي مورد نیاز بدن انسانها را بیان می کند و سایر جانداران جای خود دارند . البته این فقط بخش ناچیزی است از انرژي مورد نیاز بشراست چرا که کشف آتش بشر را را از سایر جانداران در مصرف انرژي متمایز کرد و انقلاب صنعتی و نیاز صنعت به انرژي و الگوهای اقتصادی مصرف بیشتر وتولید بیشتر هیچگاه فکر این را نمی کردند که چه عواقبی برای محیط زیست دارند وحالا بشر متوجه شده مصرف بیشتر حتی در منابع قابل احیا اثراتی ماندگار بر محیط زیست می گذارد.در بازه دمایی میلیون ها درجه زمین ما در دمایی مناسب برای وجود ماده حساسی به نام آب قرار گرفته که در 100درجه جوش می آید و در صفر درجه یخ می زند . در این بازه مایع بودن آب دقت قرار گیری در فاصله معینی از خورشید و نیاز زمین را به انرژي خورشید را بیان می کند تا تمام اقیانوسها یخ نزنند .بطور کلی آب و هوایی که ما وابسته به آن هستیم در نقطه تعادلی قرار گرفتند که لازم بوده است حتی اگر گرمای درون زمین با میزان انرژي دریافتی جو و حتی مقدار لایه های جوی متفاوت شوند اقلیم مارا بر هم خواهند زد .ساده ترین بیان عوامل خارجی هستند که نظم طبیعت را بر هم می زنند . طبیعت انرژي لازمه خود را به بهترین روش تامین وبدون کمترین اثر مخرب به حرکتش ادامه می دهد . حتی نسلهای گذشته انسانها شهرها ساخته و شهرها از بین رفتند با کمترین آلودگی زیست محیطی چرا که دامداری و کشاورزی به نوعی روند تبدیل انرژي خورشید بوده است ومصرف انرژي به این حد زیاد نبوده حتی برای حمل ونقل.نگاهی به طبیعت نشان می دهد طبیعت کل انرژي را از خورشید می گیرد چرا که چرخه آب به خورشید وابسته است . اختلاف دما هم بر اثر نور خورشید باد را بوجود می آورد که سبب تعادل گرمایی جو در شبانه روز است . انرژي اقیانوسها و امواج هم وابسته به خورشید هستند . به طور کلی میزان انرژي که از خورشید به زمین می رسد اگر تبدیل به انررزیهای مورد نیاز بشر است بشوند بهتر است .اگر بشر برای تهیه انرژي ماده به انرژي تبدیل کند از هر نوع چه هسته ای یا فسیلی اثرات مخربی برای اقلیمش دارد .چرا که روند معکوس بسیار سخت است.حتی در طبیعت انرژي توسط فسیل جانداران به نوعی به ماده تبدیل می شود و تشکیل نفت و گاز را می دهند که در لایه های زیزین اثر نامطلوبی برای اقلیم طراحی شده ندارند ویا غذا های طبیعی مانند سبزیجات و.......به طور کلی تبدیل انرژي خورشید به سایر انرژي ها هستند و ماده ای به انرژي اضافی تر برای جو تولید نمی شود.در بدن انسان نیزانرژي اضافی به چربی تبدیل می شود.خوب این نکته قابل تامل است که چه در بدن و یا طبیعت انرژي مازاد به نوعی ذخیره یا دفع می شود از سیستم مثلا یک جنگل تبدیل به نفت می شود که به لایه های زیرین میرود.یعنی حتی انرژي خورشید به ماده ای برای لایه های زیرین تبدیل می شود در حالی که چوب یا نفت همین جنگل چقدر انرژي گرمایی می توانسته داشته باشد.نیازهای بشر همیشه زمینه ساز اختراعش بودن برای درک میزان وابسته بودن ما به انرژيهای فسیلی فرض کنیم از فردا دیگر ماده فسیلی برای تولید انرژي نداریم خوب خیلی از صنایع ازکار می افتند .خیلی از فضاهای مسکونی به علت سرما در مناطق کوهستانی از کار می افتند . جریان حمل و نقل از کار می افتد .حتی تولید صنعتی غذا و پوشاک و برق وروشنایی ....... از کار می افتد.البته بشر به این شرط می تواند ماده بیشتری تبدیل به انرژي کند و تعادل طبیعت از بین نرود در صورتی که مدار زمین تغیر کند یا انرژي درون گرمایی زمین کم شود و یا از میزان انرژي دریافتی از خورشید بکاهد .یا انرژي اضافی را به ماده تبدیل کند . خوب این تقریبا نگاه زیست محیطی به انرژي بود.اگر از دید بالاتری به انرژي نگاه کنیم حتی ماده نیز حالتی از انرژي است .فیزیک هسته ای این را ثابت کرده .مبحث انرژي موجود در محیط زیست به خوبی نشان دهنده آفرینش کائنات از جوهر واحدی صورت گرفته که تکثر پیدا کرده .چرا که فقط فکر کنیم ازاختلاف دماو صوت ونور وماده می توان انرژي گرفت وتبدیل به انرژي دیگری نمود ویا در فضا انرژي به ماده تبدیل می شود بر اثر حرکت .چرخه ماده به انرژي یا انرژي به انرژي یا ماده به ماده یا انرژي به ماده ایجاد جهان ما را کرده است.شاید از ابتدا هم انرژي بوده و سپس اولین ذرات بنیادی پدید آمدند .اگر الگوریتم تضادها از ابتدا بوده باشد که اکنون بحث ماده و ضد ماده مطرح شده در لحظات اولیه خلقت شاید بتوان گفت چگونه برآیند دونیرو برابر صفر است وهرچقدر دو نیرو برابر افزایش پیدا کنند باز هم برآیند ثابت است پس محدودیتی در تولید انرژي در دو فاز مخالف نبوده است ومهم اصل تعادل است.فراموش نکنیم عادل بودن از صفات خداوند است .</description>
						</item>
				</rdf:RDF>