<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
				<!-- generator="e107" -->
				<!-- content type="اخبار" -->
				<rss  version="2.0" 
					xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" 
					xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
					xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
					xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"

				>
				<channel>
				<title>آفرینش : اخبار</title>
				<link>http://existence.ir/</link>
				<description></description>

<language>fa-ir</language>
				<copyright>تمام حقوق محفوظ است -  e107.org</copyright>
				<managingEditor>morteza9@nospam.com (admin)</managingEditor>
				<webMaster>morteza9@nospam.com (admin)</webMaster>
				<pubDate>Sun, 20 May 2012 11:01:47 +0430</pubDate>
				<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 11:01:47 +0430</lastBuildDate>
				<docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
				<generator>e107 (http://e107.org)</generator>
				<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
				<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>

				<ttl>60</ttl>
<atom:link href="http://www.existence.ir/plugins/rss_menu/rss.php?news.2" rel="self" type="application/rss+xml" />

					<image>
					<title>آفرینش : اخبار</title>
					<url>http://www.existence.ir/images/splash.jpg</url>
					<link>http://existence.ir/</link>
					<width>88</width>
					<height>31</height>
					<description></description>
					</image>
<item>
<title>من بودن</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.27.1</link>
<description><![CDATA[پیش از آفرینش ما نور و امواج و صداوسرما و گرما و حتی بو مزه وجود داشتند .مثلا تراکم مولکولها باعث گرما و سرما می شوند .یا نوسان مولکولها باعث صدا می شوند .یا مولکولهای عناصر دارای خواصی هستند .بهر حال ما به عنوان یک موجود سامانه های دریافت وپردازش این آیتمها را دارا شدیم و شاید آیتمهای دیگری هم وجود دارند که ما نمی توانیم درک و تشخیص بدهیم .مثلاپوست ما طوری هست که سرما و گرما را تشخیص می دهد یا  ما در چشممان قابلیت دریافت تصاویر را داریم .این را مقایسه کنید با تاریخچه <span style='color:#ff0066'>ثبت</span> تصاویر در دوربین عکاسی در دانش بشری .خوب این حواس در بهترین جاهایی که می شده قرار گرفته اند  تا من ما راتشکیل دهند .<br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[پیش از آفرینش ما نور و امواج و صداوسرما و گرما و حتی بو مزه وجود داشتند .مثلا تراکم مولکولها باعث گرما و سرما می شوند .یا نوسان مولکولها باعث صدا می شوند .یا مولکولهای عناصر دارای خواصی هستند .بهر حال ما به عنوان یک موجود سامانه های دریافت وپردازش این آیتمها را دارا شدیم و شاید آیتمهای دیگری هم وجود دارند که ما نمی توانیم درک و تشخیص بدهیم .مثلاپوست ما طوری هست که سرما و گرما را تشخیص می دهد یا  ما در چشممان قابلیت دریافت تصاویر را داریم .این را مقایسه کنید با تاریخچه <span style='color:#ff0066'>ثبت</span> تصاویر در دوربین عکاسی در دانش بشری .خوب این حواس در بهترین جاهایی که می شده قرار گرفته اند  تا من ما راتشکیل دهند .<br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.27</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 09 Aug 2011 02:31:59 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.27.1</guid>
</item>

<item>
<title>آفرینش خلاق یا انتخاب طبیعی</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.26.1</link>
<description><![CDATA[بعضی مستندهای حیات وحش انتخاب طبیعی را چنان نشان می دهند که مثل اینکه تکامل حاصل انتخاب است .به نظر من انتخاب طبیعی کل مجموعه هستی را پوشش نمی دهد . به نظر من تکامل یکی از قوانین هر دانش و فن آوری  وحتی هنر می باشد .دانش و فن آوری آفرینش مثتثنی از این قائده نیست .وجود هیچ دانش و هنر ی نیز بی علت نمی تواند باشد .<br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[بعضی مستندهای حیات وحش انتخاب طبیعی را چنان نشان می دهند که مثل اینکه تکامل حاصل انتخاب است .به نظر من انتخاب طبیعی کل مجموعه هستی را پوشش نمی دهد . به نظر من تکامل یکی از قوانین هر دانش و فن آوری  وحتی هنر می باشد .دانش و فن آوری آفرینش مثتثنی از این قائده نیست .وجود هیچ دانش و هنر ی نیز بی علت نمی تواند باشد .<br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.26</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 07 Jul 2011 18:09:23 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.26.1</guid>
</item>

<item>
<title>دیتا</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.25.1</link>
<description><![CDATA[فقط اطلاعات باقی می ماند .درچهار حالت علم هنر فلسفه مذهب .همانطور که به مارسیده و به حیوانات نرسیده.ماده بسته انرزی است پس خارج ازچرخه تبدیل نیست .ولی فعلا بانکهای اطلاعاتی ما مادی هستند .پس امکان از بین رفتنشان زیاد هست .بانکهای اطلاعاتی آفرینش چگونه هستند؟<br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[فقط اطلاعات باقی می ماند .درچهار حالت علم هنر فلسفه مذهب .همانطور که به مارسیده و به حیوانات نرسیده.ماده بسته انرزی است پس خارج ازچرخه تبدیل نیست .ولی فعلا بانکهای اطلاعاتی ما مادی هستند .پس امکان از بین رفتنشان زیاد هست .بانکهای اطلاعاتی آفرینش چگونه هستند؟<br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.25</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Thu, 21 Oct 2010 18:08:46 +0330</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.25.1</guid>
</item>

<item>
<title>اخلاق و عدالت</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.24.1</link>
<description><![CDATA[خلاق کلمه ای است برای معنایی که در آخرین مراحل آفرینش معنایش پررنگتر می شود و علت آن توسعه  و تکامل روابط در گونه های نهایی آفرینش است.اگر به تفاوت سطح اختیار گونه های آفرینش با انسان فکر کنیم علت معاد را بهتر درک کنیم . پیشرفت بشر سبب پیچیده تر شدن شکل روابط می شود ونیاز به قاونهای جدید و شاخه های جدید حقوقی غیر قابل انکار است .عدالت نیز کلمه ای است که جای تامل زیاد در بازه زمانی آینده دارد <br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[خلاق کلمه ای است برای معنایی که در آخرین مراحل آفرینش معنایش پررنگتر می شود و علت آن توسعه  و تکامل روابط در گونه های نهایی آفرینش است.اگر به تفاوت سطح اختیار گونه های آفرینش با انسان فکر کنیم علت معاد را بهتر درک کنیم . پیشرفت بشر سبب پیچیده تر شدن شکل روابط می شود ونیاز به قاونهای جدید و شاخه های جدید حقوقی غیر قابل انکار است .عدالت نیز کلمه ای است که جای تامل زیاد در بازه زمانی آینده دارد <br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.24</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 18:07:25 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.24.1</guid>
</item>

<item>
<title>اخلاق</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.23.1</link>
<description><![CDATA[اخلاق مفهومی است که تعاریف بسیاری توسط بزرگان تاریخ در باب آن گفته شده است . بعضی تبعیت از قانون تعریف کرده اند و بعضی گفته اند که خوبی و بدی را می شناساند . عده ای هم مجموعه ای از ارزش ها در رفتار جمعی و اجتماعی معنی کرده اند . انسان  موجودی اجتماعی است که در زندگی اجتماعی شامل حقوقی است و لازم هست حقوق دیگری  را نیز رعایت کند . اخلاق مفهومی است که بر این امر دلالت می کند . ادیان نیز هر کدام ارزش گذاری درباره اخلاق دارند وبعضی نیز نتیجه رعایت ارزش های اخلاقی را بیان کرده اند .  زرتشت توسط سه کلمه ارزش گذاری اخلاقی را تعریف کرده و بودا مسئله رنج و آرامش را نتیجه ارزشهای اخلاقی دانسته است .ادیان آسمانی معاد را جایگاه ارزشیابی اخلاقی دانسته اند . <br />حالا از ابتدا فکر کنیم از لحظه ای که رفتار و حرکت و حسها بوجود نیامده اند . ذرات بنیادی تشکیل اتمها را داده اند واتمها تشکیل جامعه اتمی را داده اند که ماده نامیده شده  است . خوب اتمها هر کدام حق و حقوقی نسبت به اتمهای اطراف خوددر رابطه  دارند . شاید اینطور  باشد که جهت پایداری جامعه اتمی نباید الکترونهای دیگران را از مدار خارج کنند تا جامعه ماده پایدار بماند . وقتی که کهکشانها هم بوجود آمدند هر ستاره ای باید منظومه خودش را داشته باشد تا کهکشان پایدار باشد . <br /><br /><br />خوب جلوتر برویم سلول بوجود آمد و باز هم جامعه سلولی بوجود آمد .خوب سلولها هم نسبت به هم حق و حقوقی پیدا کردند که شرط پایداری جامعه سلولی به رعایت این حقوق هست .فرض کنیم سلولی هستیم فاقد حواس و نیازمند میدان حیات برای پایدار کردن ارگان زنده .اگر واقعا سلول بودیم چه تصوری از حقوق داشتیم .<br /><br /> <br />باز هم جلوتر می رویم جایی که مفهوم اخلاق بهتر شکل می گیرد یعنی در جوامع درختی یا جنگل . تلاش در جهت کسب منابع حیاتی مانند نور خورشید و آب و املاح مدنی شاید سبب ضایع کردن حقوق دیگر درختها می شود در جنگل . <br /><br /><br />بعد از بوجود آمدن حرکت در موجودات مفهوم اخلاق پر رنگتر می شود و در انسان بواسطه پیچیدگی روابط این مفهوم دچار چنان پیچیدگی می شود که تعریف واحدی نمی توان یافت<br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[اخلاق مفهومی است که تعاریف بسیاری توسط بزرگان تاریخ در باب آن گفته شده است . بعضی تبعیت از قانون تعریف کرده اند و بعضی گفته اند که خوبی و بدی را می شناساند . عده ای هم مجموعه ای از ارزش ها در رفتار جمعی و اجتماعی معنی کرده اند . انسان  موجودی اجتماعی است که در زندگی اجتماعی شامل حقوقی است و لازم هست حقوق دیگری  را نیز رعایت کند . اخلاق مفهومی است که بر این امر دلالت می کند . ادیان نیز هر کدام ارزش گذاری درباره اخلاق دارند وبعضی نیز نتیجه رعایت ارزش های اخلاقی را بیان کرده اند .  زرتشت توسط سه کلمه ارزش گذاری اخلاقی را تعریف کرده و بودا مسئله رنج و آرامش را نتیجه ارزشهای اخلاقی دانسته است .ادیان آسمانی معاد را جایگاه ارزشیابی اخلاقی دانسته اند . <br />حالا از ابتدا فکر کنیم از لحظه ای که رفتار و حرکت و حسها بوجود نیامده اند . ذرات بنیادی تشکیل اتمها را داده اند واتمها تشکیل جامعه اتمی را داده اند که ماده نامیده شده  است . خوب اتمها هر کدام حق و حقوقی نسبت به اتمهای اطراف خوددر رابطه  دارند . شاید اینطور  باشد که جهت پایداری جامعه اتمی نباید الکترونهای دیگران را از مدار خارج کنند تا جامعه ماده پایدار بماند . وقتی که کهکشانها هم بوجود آمدند هر ستاره ای باید منظومه خودش را داشته باشد تا کهکشان پایدار باشد . <br /><br /><br />خوب جلوتر برویم سلول بوجود آمد و باز هم جامعه سلولی بوجود آمد .خوب سلولها هم نسبت به هم حق و حقوقی پیدا کردند که شرط پایداری جامعه سلولی به رعایت این حقوق هست .فرض کنیم سلولی هستیم فاقد حواس و نیازمند میدان حیات برای پایدار کردن ارگان زنده .اگر واقعا سلول بودیم چه تصوری از حقوق داشتیم .<br /><br /> <br />باز هم جلوتر می رویم جایی که مفهوم اخلاق بهتر شکل می گیرد یعنی در جوامع درختی یا جنگل . تلاش در جهت کسب منابع حیاتی مانند نور خورشید و آب و املاح مدنی شاید سبب ضایع کردن حقوق دیگر درختها می شود در جنگل . <br /><br /><br />بعد از بوجود آمدن حرکت در موجودات مفهوم اخلاق پر رنگتر می شود و در انسان بواسطه پیچیدگی روابط این مفهوم دچار چنان پیچیدگی می شود که تعریف واحدی نمی توان یافت<br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.23</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Tue, 29 Jun 2010 18:06:20 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.23.1</guid>
</item>

<item>
<title>تفکر چیست ؟</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.22.1</link>
<description><![CDATA[بینایی حالتی است در موجودات زنده که تصویری در ذهن تجسم می شود توسط حواس بینایی .حواس بینایی سیر تکاملی داشته اند . مثلا قورباغه غذاهای غیر متحرک را نمی بیند . تطابق در عدسیهای بینایی هم سیر تکاملی دارد . مثلا نوزاد انسان چند وقتی طول می کشد تا تطبیق درستی داشته باشد . از طرفی مثلا حلزون برای دریافت رویدادی ناشی از ترکیب تصاویر احتیاج به 5 فریم در ثانیه دارد و عقاب به بیست هزار فریم احتیاج دارد . انسان  هم برای درک فیلم احتیاج به 24 فریم دارد . شاید علت اینکه حیوانات کمی به تصاویر تلویزیون جذب می شوند همین مسئله باشد .<br /><br />فرآیند بینایی درک تصویری است که از بازتاب نور به اشیا در بازه بینایی هر موجودی حاصل می شود . اولین چشمها برای موجودات در محیط آب آفریده شدند واولین تصاویر در آب دیده شدند توسط جانداران .<br /><br />بینایی وشنوایی قوی ترین حسهای ما در جهت درک هستی هستند .از آنجا که شنوایی در گونه های نهایی موجودات بارزتر شده مسئله حس بینایی اهمیت بیشتری پیدا می کند .<br />بینایی به طور کلی فرآیند تجسمی را به همراه دارد که شخصیت یا من موجودات با آن حس حضور در هستی را پیدا می کنند .<br />برای درک بهتر به فرآیند تکاملی دوربین عکاسی به دوربین فیلمبرداری فکر کنید .<br />طبق آخرین تحقیقات تفکر یا به صورت تجسمی هست یا به صورت معنایی ( کلمات) . خوب لحظه ای در در فرآیند تفکر خودتان دقیق شوید . انیشتین گفته بیشتر به صورت تجسمی می اندیشیده . خوب تفکر تجسمی یعنی تشکیل تصاویر و ترکیب تصاویر جهت شکل گیری یک رویداد تصویری در ذهن . تفکر معنایی هم همان فکر کردن با کلمات است که بیشتر به زبان مادری صورت می گیرد چرا که اطلاعات حافظه بیشتر به زبان مادری رمزگذاری شده اند در حافظه .<br /><br />خوب برای درک بهتر فرض کنید اطلاعاتی در حافظه کامپیوتری موجود است به صورت تصاویر و معنا که طبق الگوریتم خاصی ذخیره شده اند و پردازشگری به نام تفکر تجسمی با این اطلاعات تصاویر جدید تری می سازد که هر کدام می تواند منحصر به فرد باشد به نام تفکر .<br />در هنگام رانندگی تصاویر زیادی در ذهن ما مجسم می شوند و در حافظه ضبط نمی شوند . ولی در همان هنگام ذهن ما با تصاویر ضبط شده قبلی در حال بازی است تا تصاویر جدیدی بسازد . به نظر من فرق انسان و حیوان که تفکر نامیده می شود در سامانه پردازشی به نام تجسم خلاق است . این مسئله سبب شکل گیری نقاشی در غارها شد ویا روشن کردن آتش . خوب علتی باید در ساختار ذهنی سایر موجودات باشد که هنوز نتوانسته اند آتش درست کنند . از آنجا که معنا ها توسط کلمات نمادگذاری شدند واز ابتدا کلمات نبودند شاید بتوان گفت تفکر تجسمی به نوعی سبب ایجاد تفکر معنایی یا کلماتی می باشد .<br /><br />واحد تفکر تجسم خلاق در انسان سبب توهم وانگیزه وطراحی ورویا در خواب و آرزو ....... نیز می شود . مثلا آرزو تصویری است در ذهن ویا در موقع خواب این واحد پردازشی توسط اطلاعات ذخیره شده در حافظه تصویر سازی می کند و برای هر کس توسط معنا های شناخته شده در ذهنش رویا ایجاد می شود . اینکه بعضا تعابیرعجیب و غریبی به خواب نسبت می دهند بسیار عجیب است در پاسخ باید گفت فقط به فرآیند تکاملی خواب بین یک درخت و انسان فکر کنید .<br />شاید بتوان گفت تمدنها توسط تجسم خلاق بوجود آمده و خلاقیتهای جدید سبب پیشرفت تمدنهای انسانی گردیده است . حالا ما در عصر انقلاب اطلاعاتی می توانیم به حافظه کل بشریت در قالب شبکه دستیابی داشته باشیم جهت خلق تصاویر تجسمی جدید.<br />نکته دیگر در تجسم خلاق مروبوط به جنس تصویر یعنی رنگ وتعداد دریافت در ثانیه است . شاید بهترین حالت تجسم خلاق بیست و چهار فریم در ثانیه با رنگهای موجود باشد که قابلیت خاص برای انسان در موجودات ایجادکرده است وسبب پیشرفت انسان شده است . <br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[بینایی حالتی است در موجودات زنده که تصویری در ذهن تجسم می شود توسط حواس بینایی .حواس بینایی سیر تکاملی داشته اند . مثلا قورباغه غذاهای غیر متحرک را نمی بیند . تطابق در عدسیهای بینایی هم سیر تکاملی دارد . مثلا نوزاد انسان چند وقتی طول می کشد تا تطبیق درستی داشته باشد . از طرفی مثلا حلزون برای دریافت رویدادی ناشی از ترکیب تصاویر احتیاج به 5 فریم در ثانیه دارد و عقاب به بیست هزار فریم احتیاج دارد . انسان  هم برای درک فیلم احتیاج به 24 فریم دارد . شاید علت اینکه حیوانات کمی به تصاویر تلویزیون جذب می شوند همین مسئله باشد .<br /><br />فرآیند بینایی درک تصویری است که از بازتاب نور به اشیا در بازه بینایی هر موجودی حاصل می شود . اولین چشمها برای موجودات در محیط آب آفریده شدند واولین تصاویر در آب دیده شدند توسط جانداران .<br /><br />بینایی وشنوایی قوی ترین حسهای ما در جهت درک هستی هستند .از آنجا که شنوایی در گونه های نهایی موجودات بارزتر شده مسئله حس بینایی اهمیت بیشتری پیدا می کند .<br />بینایی به طور کلی فرآیند تجسمی را به همراه دارد که شخصیت یا من موجودات با آن حس حضور در هستی را پیدا می کنند .<br />برای درک بهتر به فرآیند تکاملی دوربین عکاسی به دوربین فیلمبرداری فکر کنید .<br />طبق آخرین تحقیقات تفکر یا به صورت تجسمی هست یا به صورت معنایی ( کلمات) . خوب لحظه ای در در فرآیند تفکر خودتان دقیق شوید . انیشتین گفته بیشتر به صورت تجسمی می اندیشیده . خوب تفکر تجسمی یعنی تشکیل تصاویر و ترکیب تصاویر جهت شکل گیری یک رویداد تصویری در ذهن . تفکر معنایی هم همان فکر کردن با کلمات است که بیشتر به زبان مادری صورت می گیرد چرا که اطلاعات حافظه بیشتر به زبان مادری رمزگذاری شده اند در حافظه .<br /><br />خوب برای درک بهتر فرض کنید اطلاعاتی در حافظه کامپیوتری موجود است به صورت تصاویر و معنا که طبق الگوریتم خاصی ذخیره شده اند و پردازشگری به نام تفکر تجسمی با این اطلاعات تصاویر جدید تری می سازد که هر کدام می تواند منحصر به فرد باشد به نام تفکر .<br />در هنگام رانندگی تصاویر زیادی در ذهن ما مجسم می شوند و در حافظه ضبط نمی شوند . ولی در همان هنگام ذهن ما با تصاویر ضبط شده قبلی در حال بازی است تا تصاویر جدیدی بسازد . به نظر من فرق انسان و حیوان که تفکر نامیده می شود در سامانه پردازشی به نام تجسم خلاق است . این مسئله سبب شکل گیری نقاشی در غارها شد ویا روشن کردن آتش . خوب علتی باید در ساختار ذهنی سایر موجودات باشد که هنوز نتوانسته اند آتش درست کنند . از آنجا که معنا ها توسط کلمات نمادگذاری شدند واز ابتدا کلمات نبودند شاید بتوان گفت تفکر تجسمی به نوعی سبب ایجاد تفکر معنایی یا کلماتی می باشد .<br /><br />واحد تفکر تجسم خلاق در انسان سبب توهم وانگیزه وطراحی ورویا در خواب و آرزو ....... نیز می شود . مثلا آرزو تصویری است در ذهن ویا در موقع خواب این واحد پردازشی توسط اطلاعات ذخیره شده در حافظه تصویر سازی می کند و برای هر کس توسط معنا های شناخته شده در ذهنش رویا ایجاد می شود . اینکه بعضا تعابیرعجیب و غریبی به خواب نسبت می دهند بسیار عجیب است در پاسخ باید گفت فقط به فرآیند تکاملی خواب بین یک درخت و انسان فکر کنید .<br />شاید بتوان گفت تمدنها توسط تجسم خلاق بوجود آمده و خلاقیتهای جدید سبب پیشرفت تمدنهای انسانی گردیده است . حالا ما در عصر انقلاب اطلاعاتی می توانیم به حافظه کل بشریت در قالب شبکه دستیابی داشته باشیم جهت خلق تصاویر تجسمی جدید.<br />نکته دیگر در تجسم خلاق مروبوط به جنس تصویر یعنی رنگ وتعداد دریافت در ثانیه است . شاید بهترین حالت تجسم خلاق بیست و چهار فریم در ثانیه با رنگهای موجود باشد که قابلیت خاص برای انسان در موجودات ایجادکرده است وسبب پیشرفت انسان شده است . <br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.22</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Mon, 14 Jun 2010 18:05:30 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.22.1</guid>
</item>

<item>
<title>آفرینش خلاق</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.21.1</link>
<description><![CDATA[بدون شک کلان ترین پروژه موجود در هستی برای تفکر انسان مسئله آفرینش است . در امر آفرینش نیز آنچیزی که مسلم است سیر تکاملی نرم افزاری و اطلاعاتی است که   انسان هوشمند با آگاهی اندکش  بعد از حدود 12هزار سال حضور در ذره ناچیزی به نام زمین بعد از حدود پانزده میلیارد سال از انفجار زمان و مکان  می تواند به آن بیاندیشد . <br />تفکر در عظمت بوجود آمدن دو عامل  زمان و مکان .<br />تفکر در شکل گیری نیروهای بنیادی <br /> تفکر در تشکیل ذرات بنیادی که تا بحال 200مورد شناسایی شده . <br />تفکر در عظمت تشکیل  واحدی به نام  اتم بر اثر حرکت ذرات بنیادی تحت نیروهای متضاد وتشکیل حجم ماده . <br />تفکر در روند ارتباط گیری اتمهای مختلف  با یکدیگر وتشکیل مولکولهای گوناگون .<br />تفکر در عظمت تشکیل ستارگان و سیارات در مدارات و چرخه  تبدیل سوخت ستارگان .<br />تفکر در اندازه یکسان ماه و خورشید از دید ناظر زمینی علی رغم تفاوت قطر 400 برابری  وفاصله یک به چهارصد از زمین <br />تفکر در شکل گیری فصول به خاطر کمی انحراف محور چرخش زمین به دور خورشید .<br />تفکر در شکل گیری آب و هوا در زمین  .<br />تفکر در جاذبه زمین که سیالی به نام آب از یک طرف این توپ گرد نمی ریزد .<br />تفکر در شوری اندک آب دریاها که باعث می شود تمام آبها هر روز بخار نشود . <br />تفکر در چرخه آب که ابرها آب را بر سطح خشکی توزیع می کنند تا جاندارانی بتوانند در خشکی زیست کنند.<br />تفکر در ذخیره آبها در کوهها برای جاری بودن رودخانه ها .<br /> تفکر در تفاوت وابستگی جانداران به آب شیرین و شور وتامل در چرخه تکاملی آب . <br />تفکر در تشکیل واحد سلول و حیات  .<br />تفکر در بوجود آمدن تک سلولی ها وسپس چند سلولی ها .<br />تفکر در خلقت  تک عضوی ها و چند عضوی ها .<br />تفکر در تکامل اعضا و حواس در جانداران .<br />تفکر  در عظمت خلق انسان هوشمند با پیچیده گیهای سخت افزاری مبتنی بر واحد سلولی  و نرم ا فزاری هوشمند .<br /> تفکر در تفاوت سیستم ساده جذب انرزی یاچرخه آب یک درخت با سیستم متنوع جذب انرزی انسان به صورت غذاهای گوناگون  و گردش خون پیچیده  <br />.................................................................<br />همه اینها حکایت از تفکر خلاقی ناظربر سیستم است که تکامل تصادفی را به شدت رد می کند . <br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[بدون شک کلان ترین پروژه موجود در هستی برای تفکر انسان مسئله آفرینش است . در امر آفرینش نیز آنچیزی که مسلم است سیر تکاملی نرم افزاری و اطلاعاتی است که   انسان هوشمند با آگاهی اندکش  بعد از حدود 12هزار سال حضور در ذره ناچیزی به نام زمین بعد از حدود پانزده میلیارد سال از انفجار زمان و مکان  می تواند به آن بیاندیشد . <br />تفکر در عظمت بوجود آمدن دو عامل  زمان و مکان .<br />تفکر در شکل گیری نیروهای بنیادی <br /> تفکر در تشکیل ذرات بنیادی که تا بحال 200مورد شناسایی شده . <br />تفکر در عظمت تشکیل  واحدی به نام  اتم بر اثر حرکت ذرات بنیادی تحت نیروهای متضاد وتشکیل حجم ماده . <br />تفکر در روند ارتباط گیری اتمهای مختلف  با یکدیگر وتشکیل مولکولهای گوناگون .<br />تفکر در عظمت تشکیل ستارگان و سیارات در مدارات و چرخه  تبدیل سوخت ستارگان .<br />تفکر در اندازه یکسان ماه و خورشید از دید ناظر زمینی علی رغم تفاوت قطر 400 برابری  وفاصله یک به چهارصد از زمین <br />تفکر در شکل گیری فصول به خاطر کمی انحراف محور چرخش زمین به دور خورشید .<br />تفکر در شکل گیری آب و هوا در زمین  .<br />تفکر در جاذبه زمین که سیالی به نام آب از یک طرف این توپ گرد نمی ریزد .<br />تفکر در شوری اندک آب دریاها که باعث می شود تمام آبها هر روز بخار نشود . <br />تفکر در چرخه آب که ابرها آب را بر سطح خشکی توزیع می کنند تا جاندارانی بتوانند در خشکی زیست کنند.<br />تفکر در ذخیره آبها در کوهها برای جاری بودن رودخانه ها .<br /> تفکر در تفاوت وابستگی جانداران به آب شیرین و شور وتامل در چرخه تکاملی آب . <br />تفکر در تشکیل واحد سلول و حیات  .<br />تفکر در بوجود آمدن تک سلولی ها وسپس چند سلولی ها .<br />تفکر در خلقت  تک عضوی ها و چند عضوی ها .<br />تفکر در تکامل اعضا و حواس در جانداران .<br />تفکر  در عظمت خلق انسان هوشمند با پیچیده گیهای سخت افزاری مبتنی بر واحد سلولی  و نرم ا فزاری هوشمند .<br /> تفکر در تفاوت سیستم ساده جذب انرزی یاچرخه آب یک درخت با سیستم متنوع جذب انرزی انسان به صورت غذاهای گوناگون  و گردش خون پیچیده  <br />.................................................................<br />همه اینها حکایت از تفکر خلاقی ناظربر سیستم است که تکامل تصادفی را به شدت رد می کند . <br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.21</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Wed, 26 May 2010 18:04:40 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.21.1</guid>
</item>

<item>
<title>تجسم</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.20.1</link>
<description><![CDATA[تجسم <br />ابتدا سعی کنید به من خودتان  فکرکنید که واقعا من شما چه هست . چه درکی از من خود دارید .آیا در حال است یا گذشته ویا تصویر است یا مجموعه لغات .افکار در در ذهن چگونه به صورت تصویر یا لغات یا هر چیز دیگری پردازش می شوند . <br /><br /><br />آنچه مسلم است تمام علوم بشر توسط ناظری در فرکانس معینی از حواس و با من هایی که اکنون اکثرا پیش ما نیستند تولید شده است . وشاید در فرکانسهای دیگر به نوع دیگری بیان می شوند .<br /><br /> <br />خوب لحظه ای به درون این ناظر توجه کنیم یعنی خودمان .توسط چند حس دریافتهایی از پیرامون خود داریم که قوی ترین این حسها بینایی وشنوایی است که کمک میکنند تصویری در ذهن شکل بگیرد که بعدا اگر در حافظه ضبط شده باشد باز این تصویر در ذهن شکل می گیرد وهمچنین بارها شده که ذهن با خلاقیت خود تصاویر جدید از افراد نادیده و مکانهای نادیده و حتی آینده  می سازد ولی قوت این تصاویر مانند تصاویر درک شده  با چشم نیست .نمی دانم تا بحال به فرآیند بینایی فکر کرده اید که دائما تصاویر را به ذهن شما می فرستد تا ذهن شما با قابلیتهای فرکانس  انسانی تفکیک رنگ واندازه هاوغیره از یک تصویر را درک نماید .مثلا به این فرآیند وقتی رانندگی می کنیم دقت کنیم که چقدر تصویر را در لحظه به مغز می فرستد تا تحرک تصاویر را درک کنیم . البته خیلی از تصاویر هم ثبت نمی شوند . <br /><br /><br />شاید بتوانیم بگوییم من نوعی تجسم است که حواس چندگانه کمک به شکل گیری آن می کنند .خوب چه تصاویر مستقیما توسط چشم درک شوند وتوسط ذهن مجسم شوند یا خود ذهن آنها را بسازد می توانند سبب تحریک سامانه های احساسی و درنهایت ترشح غدد در بدن شوند .خوب به این مسئله امروزه تجسم خلاق می گویند .یعنی بدون اینکه حتی ثروتی داشته باشیم آن را تجسم کنیم تا از آن لذت ببریم چراکه وقتی هم ثروت  داریم بازتوسط چشم تجسم می شود .<br /><br /> <br />فکر می کنم تجسم به گونه ای سبب جذب هم خواهد شد که از دید کوانتم قابل بررسی است .شاید ما حاصل تجسمی از گذشته باشیم .وآخرت هم همینطور. در عالم بعد هم که عالم سیرتهاست تجسم اعمالی که در قرآن ذکر شده قابل تامل است که من یا تجسم حضورجدا ناپذیر  دارد . <br />«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ».<br /><br /><br />وقتی به حیوانی نگاه می کنیم در ذهن ما چیزی مجسم می شود حالا فکر می کنید تجسم آن حیوان از ما چیست و دنیای آنان با حواس متفاوت با ما چه شکلی است . <br /><br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[تجسم <br />ابتدا سعی کنید به من خودتان  فکرکنید که واقعا من شما چه هست . چه درکی از من خود دارید .آیا در حال است یا گذشته ویا تصویر است یا مجموعه لغات .افکار در در ذهن چگونه به صورت تصویر یا لغات یا هر چیز دیگری پردازش می شوند . <br /><br /><br />آنچه مسلم است تمام علوم بشر توسط ناظری در فرکانس معینی از حواس و با من هایی که اکنون اکثرا پیش ما نیستند تولید شده است . وشاید در فرکانسهای دیگر به نوع دیگری بیان می شوند .<br /><br /> <br />خوب لحظه ای به درون این ناظر توجه کنیم یعنی خودمان .توسط چند حس دریافتهایی از پیرامون خود داریم که قوی ترین این حسها بینایی وشنوایی است که کمک میکنند تصویری در ذهن شکل بگیرد که بعدا اگر در حافظه ضبط شده باشد باز این تصویر در ذهن شکل می گیرد وهمچنین بارها شده که ذهن با خلاقیت خود تصاویر جدید از افراد نادیده و مکانهای نادیده و حتی آینده  می سازد ولی قوت این تصاویر مانند تصاویر درک شده  با چشم نیست .نمی دانم تا بحال به فرآیند بینایی فکر کرده اید که دائما تصاویر را به ذهن شما می فرستد تا ذهن شما با قابلیتهای فرکانس  انسانی تفکیک رنگ واندازه هاوغیره از یک تصویر را درک نماید .مثلا به این فرآیند وقتی رانندگی می کنیم دقت کنیم که چقدر تصویر را در لحظه به مغز می فرستد تا تحرک تصاویر را درک کنیم . البته خیلی از تصاویر هم ثبت نمی شوند . <br /><br /><br />شاید بتوانیم بگوییم من نوعی تجسم است که حواس چندگانه کمک به شکل گیری آن می کنند .خوب چه تصاویر مستقیما توسط چشم درک شوند وتوسط ذهن مجسم شوند یا خود ذهن آنها را بسازد می توانند سبب تحریک سامانه های احساسی و درنهایت ترشح غدد در بدن شوند .خوب به این مسئله امروزه تجسم خلاق می گویند .یعنی بدون اینکه حتی ثروتی داشته باشیم آن را تجسم کنیم تا از آن لذت ببریم چراکه وقتی هم ثروت  داریم بازتوسط چشم تجسم می شود .<br /><br /> <br />فکر می کنم تجسم به گونه ای سبب جذب هم خواهد شد که از دید کوانتم قابل بررسی است .شاید ما حاصل تجسمی از گذشته باشیم .وآخرت هم همینطور. در عالم بعد هم که عالم سیرتهاست تجسم اعمالی که در قرآن ذکر شده قابل تامل است که من یا تجسم حضورجدا ناپذیر  دارد . <br />«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ».<br /><br /><br />وقتی به حیوانی نگاه می کنیم در ذهن ما چیزی مجسم می شود حالا فکر می کنید تجسم آن حیوان از ما چیست و دنیای آنان با حواس متفاوت با ما چه شکلی است . <br /><br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.20</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Fri, 16 Apr 2010 18:03:41 +0430</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.20.1</guid>
</item>

<item>
<title>ناظر</title>
<link>http://www.existence.ir/news.php?item.19.1</link>
<description><![CDATA[هرچه بیشتر به جلو می روم چالشهای جدید کمکم میکنند که درک صحیحتری از هستی داشته باشم و یاد گرفتم دیگر مدعی نباشم . چرا که یافته های هرروزمتغیرند و گاه هم فراموشم می شوند . شاید چند صده بعد کودکی بیشتر از دانشمندپرادعا  امروز ما برهستی اشراف داشته باشد . آنچیزی که امروز برترین دانشها و مایه فخر آدمی می دانیم بعد ازگذشت چند قرن فقط شاخه جزیی از آگاهیها باشد . <br /><br />کوانتم امروز اندیشه های مولانا را تایید می کند .شاید پاسخ این مسئله کشف شهود مولانا باشد .به هر حال آنچه امروز می توان گفت اینست متا فیزیک شاخه ای نوپا از علم است که پختگی بشرامروز نیاز پدیدار شدن آن بوده است . شخصیت هایی مانند مولانا هم بعد ازاین برای بشریت برجسته تر می شوند وچه جالب است فرهنگ اسلامی ایرانی ما چنین شخصیتهایی را پرورانده است .وچه شمس تبریزهایی بودند که ما نمی شناسیم . <br />آنچه طی قرن گذشته موردتوجه علم  قرار گرفته مسئله ناظر بوده است .ناظری که توسط پنج حس  محدود هستی را درک می کند وتوسط ساختار احساسی خاصی قدرت تصوربی نهایت  هم دارد .<br /><br />متاسفانه چیزی که کمتر مورد توجه بوده درک این ساختار احساسی بوده .ساختاری که هرروز به آن فکر می کنیم .روابطمان را تنظیم می کنیم .تصمیم می گیریم .بسته به جنسیت تفاوتهایی دارد وحتی خیلی از ما صادق هم نیستیم با این ساختار  ...................اسمهای گوناگون هم در فرهنگهای مختلف بر آن نهاده اند .این ساختار شبیه پلاگین هایی برروی ذهن هر نفر وجود دارند و درمقابل ورودی های مختلف خروجی های مختلف دارند .شاید پاسخ این معما که هر فرد عاشق فردی خاص می شود روزی پیدا شود .<br /><br /> شاید علت قانون جذب روزی معلوم شود.شاید علت شکل گیری نهادهای مشابه در فرهنگهای مختلف روزی معلوم شود . شاید علت مشابه بسیاری ازجنگهای تاریخ روزی معلوم شود . شاید روزی معلوم شود چگونه فیلم ها وسریالها  ساختار احساسی انسانها  را مشابه هم سرگرم می کنند . تاثیر سرعت کیهان  برزمان هم در این سا ختار احساسی قابل تامل است .   شاید درک صحیحی از ساختار احساسی بسیاری از مبانی فلسفه و علوم انسانی را دچار بازنگری اساسی نماید. <br /><br /><br /><br />]]></description>
<content:encoded><![CDATA[هرچه بیشتر به جلو می روم چالشهای جدید کمکم میکنند که درک صحیحتری از هستی داشته باشم و یاد گرفتم دیگر مدعی نباشم . چرا که یافته های هرروزمتغیرند و گاه هم فراموشم می شوند . شاید چند صده بعد کودکی بیشتر از دانشمندپرادعا  امروز ما برهستی اشراف داشته باشد . آنچیزی که امروز برترین دانشها و مایه فخر آدمی می دانیم بعد ازگذشت چند قرن فقط شاخه جزیی از آگاهیها باشد . <br /><br />کوانتم امروز اندیشه های مولانا را تایید می کند .شاید پاسخ این مسئله کشف شهود مولانا باشد .به هر حال آنچه امروز می توان گفت اینست متا فیزیک شاخه ای نوپا از علم است که پختگی بشرامروز نیاز پدیدار شدن آن بوده است . شخصیت هایی مانند مولانا هم بعد ازاین برای بشریت برجسته تر می شوند وچه جالب است فرهنگ اسلامی ایرانی ما چنین شخصیتهایی را پرورانده است .وچه شمس تبریزهایی بودند که ما نمی شناسیم . <br />آنچه طی قرن گذشته موردتوجه علم  قرار گرفته مسئله ناظر بوده است .ناظری که توسط پنج حس  محدود هستی را درک می کند وتوسط ساختار احساسی خاصی قدرت تصوربی نهایت  هم دارد .<br /><br />متاسفانه چیزی که کمتر مورد توجه بوده درک این ساختار احساسی بوده .ساختاری که هرروز به آن فکر می کنیم .روابطمان را تنظیم می کنیم .تصمیم می گیریم .بسته به جنسیت تفاوتهایی دارد وحتی خیلی از ما صادق هم نیستیم با این ساختار  ...................اسمهای گوناگون هم در فرهنگهای مختلف بر آن نهاده اند .این ساختار شبیه پلاگین هایی برروی ذهن هر نفر وجود دارند و درمقابل ورودی های مختلف خروجی های مختلف دارند .شاید پاسخ این معما که هر فرد عاشق فردی خاص می شود روزی پیدا شود .<br /><br /> شاید علت قانون جذب روزی معلوم شود.شاید علت شکل گیری نهادهای مشابه در فرهنگهای مختلف روزی معلوم شود . شاید علت مشابه بسیاری ازجنگهای تاریخ روزی معلوم شود . شاید روزی معلوم شود چگونه فیلم ها وسریالها  ساختار احساسی انسانها  را مشابه هم سرگرم می کنند . تاثیر سرعت کیهان  برزمان هم در این سا ختار احساسی قابل تامل است .   شاید درک صحیحی از ساختار احساسی بسیاری از مبانی فلسفه و علوم انسانی را دچار بازنگری اساسی نماید. <br /><br /><br /><br />]]></content:encoded>
<category domain='http://www.existence.ir/news.php?cat.1'>اخبار سایت</category>
<comments>http://www.existence.ir/comment.php?comment.news.19</comments>
<dc:creator>admin</dc:creator>
<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 18:02:48 +0330</pubDate>
<guid isPermaLink="true">http://www.existence.ir/news.php?item.19.1</guid>
</item>


				</channel>
				</rss>
